السيد حامد النقوي

72

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

حديث غدير امرى بس عظيم و فخيم ثابت گرديده ، كه گاهى مثل آن براى احدى ثابت نشده ، و الا پر ظاهر است كه اگر مراد از آن ناصريت و محبيت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام مىبود ، اصلا اين معنى به اين مرتبه ناگوار نمىآمد ، و آن را بچنين مرتبه استعظام نمىكرد . « تكذيب ابن تيمية قصهء حارث را از براهين واضحه بر مطلوب است » و همچنين اگر مراد از حديث غدير اثبات محبوبيت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام مىبود ، به اين مرتبه شاق و ناگوار نمىآمد كه بارها نزد سنيه ايجاب محبت ديگران بوقوع آمده ، و چنين معامله در آن پيش نگرديده ، مگر آنكه بگويند كه اين محبت مثل محبت ديگران نبود ، بلكه اين محبتى بود كه ملازم عصمت و لزوم اطاعت محبوب است ، مثل محبت جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله ، پس باز هم مطلوب ما حاصل مىشود ، و نزاع ما ناميده شود بنزاع لفظى . و از آنجا كه اين روايت نص قاطع و برهان ساطع و دليل واضح و شاهد لائح بر بطلان خرافات و توجيهات عليله ، و فساد تشكيكات و تلميعات ركيكه است ، لهذا ابن تيميه بجواب آن چاره جز تكذيب و ابطال نيافته ، غرائب اعتراضات كه دلائل قاطعه بر مجانبت از علم و تأمل و تدبر و بعد از قواعد ائمهء تفسير و اصحاب حديث است ، ياد ساخته ، چنانچه در « منهاج السنة جواب منهاج الكرامة » گفته : [ الوجه الثالث : ان نقول في نفس هذا الحديث ما يدل على انه كذب من وجوه كثيرة : فان فيه ان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم لما كان بغدير يدعى خما ، نادى الناس ، فاجتمعوا ، فأخذ بيد علي و قال : « من كنت مولاه ، فعلي مولاه »